خدا می‌داند ...

دل به سودای تو بستیم خدا می داند

وز مه و مهر گسستیم خدا می داند

 

ستم عشق تو هر چند کشیدیم به جان

ز آرزویت ننشستیم خدا می داند

 

با غم عشق تو عهدی که ببستیم نخست

بر همانیم که بستیم خدا می داند

 

به امیدی که گشاید ز وصال تو دری

در دل بر همه بستیم، خدا می داند

 

خاستیم از سر شادی و غم هر دو جهان

با غمت خوش بنشستیم خدا می داند

 

دیده پر خون و دل آتشکده و جان بر کف

روز و شب جز تو نجستیم خدا می داند

 

دوش با "شمس" خیال تو به دلجویی گفت

آرزومند تو هستیم خدا می داند

/ 0 نظر / 11 بازدید