قانون محبت ...

 صبح شد برخیز مطرب گوشمالِ ساز ده

عیش های شبِ پریشان گشته را آواز ده

 

هیچ ساز از دلنوازی نیست سیر آهنگ تر

چنگ را بگذار، قانون محبت ساز ده

 

جام را لبریزتر از دیدهٔ عشاق کن

از صف دریا کشان آنگه مرا آواز ده

 

کوری بیمنت از چشم به مِنَت خوشترست

گر توانی بوی پیراهن به یوسف باز ده

 

شبنم از روشندلی آیینهٔ خورشید شد

ای کم از شبنم، تو هم آیینه را پرداز ده

 

چون نمودی سیر و دور خویش را صائب تمام

روشنی چون مه به خورشید درخشان باز ده

/ 0 نظر / 10 بازدید