دوستت دارم...

ریحانه خوبم،

یادت هست که اون موقع‌هایی که شبها باهم صحبت می‌کردیم یک شب بحث گفتن دوستت دارم بود و گفتی‌ که برایت سخت است ؟ و مضمون صحبت‌ها این بود که بعد ها هر صد باری که من گفتم دوستت دارم تو یکی دو بار بگی...

امروز از زمان شروع نوشتن این دلنوشته‌ ها 15 روز می‌گذرد و تا الان بیشتر از صد بار اینجا برایت نوشته‌ام و در هر کدام به نحوی گفته‌ام که دوستت دارم... حالا هم می‌خوام با صدای بلند فریاد بزنم که عزیزترینم، عمرم، نفسم، فرشته مهربونم ، ریحانه خوبم :

تا آخر عمرم دوستت خواهم داشت...

/ 0 نظر / 4 بازدید