یکی بود یکی نبود ...

زیبا...

تمام روحم درد می‌کند...

دردی که هیچ کس توان درکش را ندارد...حتی تو ...

زیبا...

حجم سینه ام را فقط آه پر کرده است...

و در این سینه دردهایی نهفته است که جز تو درمانش نیست اما...

زیبا یادت هست گفتی عشق با یکی بود شروع میشه و با یکی نبود به پایان ؟...

حالا تو مدت‌هاست که نیستی اما عشقت همچنان پا برجاست...

یادت هست گفته بودم تا پای جان پای عشقم خواهم ایستاد ؟ ...

می‌بینی که هنوز ایستاده‌ام و تا آخر هم خواهم ایستاد...

پایان وقتی خواهد بود که نه یکی نبود بلکه هیچکی نبود باشه...

تو که نیستی من هم وقتی به پایان برسم آنگاه شاید عشق هم به پایان برسد...

اما من تا پایان این راهی که با هم آغاز کردیم ایستاده‌ام و عاشقانه خواهم مرد...

/ 0 نظر / 4 بازدید