ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

زیارت...

یک هفته گذشت...

از روزی که برای زیارتت و التماست به مشهد آمدم...

هفته پیش این موقع نمازم رو تو حرم خونده بودم و زیر بارون تو صحن حرم منتظرت ایستاده بودم ... هشت نه ساعت انتظار لذت بخش با کلی دعا که مثل همیشه مستجاب نشد ...

ولی در نهایت برای چند لحظه کوتاه هم که شده اجازه دادی ببینمت و بابت این لطفت بی‌نهایت ازت ممنونم عزیز دلم...

   + حمیدرضای ریحانه ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()