ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

خانه مهر...

روزی امیدم خانه‌ای بود پر از مهر، سرشاز از شوق تو و عشق پاک من ....

اینک اما خاک نشین ویرانه‌های دردم بی تو...

جز غم کسی برای تشییع پیکر غرقه به وفای عشق من نمی‌آید...

اینک تابوتی از دردم بر شانه‌های غصه ...

آیا بر سر جنازه کشته عشقت حاضر خواهی شد ؟ ...

آیا با دم مسیحایی عشقت بار دیگر زندگی را به من خواهی بخشید ؟ ...

مرا ببخش... التماس‌هایم را بپذیر و مرا از این جهنم به خانه پر مهرت‌ برگردان...

مرا ببخش... التماس هایم را بپذیر و بگذار پروانه‌وار به دور وجود نازنینت بگردم و با عشق همه وجودم را فدایت کنم ...

مرا ببخش... التماس هایم را بپذیر و بگذار تا بسازیم خانه‌ عشقمان را با هم ...

   + حمیدرضای ریحانه ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()