ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

صبح بخیر

ریحانه عزیزم صبحت بخیر

میدونم که خوابی هنوز نفسم. چون تا نزدیکهای صبح داشتی به چرندیات من گوش می کردی. کاش منم خواب بودم کاش می تونستم بخوابم. اما چه کنم که درد حتی اجازه خوابیدن هم  نمیده. الان فشار خونم را که گرفتم 15/10 بود . این قلب لعنتی هم که طپشش کلافه ام کرده.

دارم سعی می کنم که یه جوری قصه دیشب را بنویسم اگر بتونم.

امیدوارم خوب بخوابی عمر منخواب

   + حمیدرضای ریحانه ; ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()