ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

عشق درمان همه دردهای من و توست...

زیبا...

حالم اصلا خوش نیست...

دستهایم بی جان است...

اندکی مهر و محبت شاید، حتی کمی از رویایت...

می‌توانست که جانم بخشد...

لیک افسرده‌ام اکنون و هنوز ...

نه به دنبال دلی می‌گردم، نه پی دلدارم...

من فقط مهر تو را کم دارم ....

 

می‌نشینم در باد، می‌روم تا ته دریای محال...

در افقهای همه گم شده از زندگی‌ام...

پی ردی از تو، جستجو خواهم کرد....

روح گمگشته عشق، بر سر نارون خم شده در تنگ خیال...

تا بچینم شاید راز بخشایش دستان تو را و  ببویم ریحان ...

و بمانم با تو و بمانی با من...

و بمانیم با هم و بمانیم با عشق...

عشق درمان همه دردهای من و توست...

   + حمیدرضای ریحانه ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()