ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

خاطرات...

ریحانه عزیزم

نوشتن این نامه دوم که در واقع سرگذشت زندگی خودم قبل از تو و بعد از آشناییمون هست به یه جاهایی رسیده که وقتی خاطرات اون موقع‌ها را مرورش می‌کنم بدجوری داغونم می‌کنه... راستش خیلی حالم بد الان... دیگه توان ادامشو ندارم... با اجازت بقیشو میزارم برای فردا... الان فقط می‌خوام برم سرمو تو بالش فرو کنم و مثل تمام اون شب‌ها بی صدا اشک بریزم.... گریهگریهگریه

امیدوارم اگر خوندیش بتونی درکم کنی ...

   + حمیدرضای ریحانه ; ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()