ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

آدما...

هیچ کس نفهمید که تو این مدت چی بهم گذشت.. همه چه از روی عمد چه از روی بی‌خیالی تا تونستن ضربه‌هاشون رو محکم تر به روحم زدن ... حتی عزیزترین کسام هم جوری باهام برخورد کردن که انگار با دشمنی دیرین طرف هستند... هیچ کس ازم نپرسید آخه دردت چیه ... هنوز هم هیچ کس نمی‌پرسه که چرا بیمار شدی...

ریحانه من الان دلش شکسته ازم... از حرفهای من دلش شکسته... از حرفهای یک بیمار... بیماری که انقدر فشار آوردن بهش.. انقدر لهش کرن تا بیمار شد...  بیماری که اگر بقیه خواسته و ناخواسته هر روز زخم‌های کاری‌تر بهش می‌زند اون امیدش به پرستاری ریحانه عزیزش بود...

هذیان ‌های بیمار رو شنید ولی عشقی که تو بند بند وجودش داشت ندید...

فراموش کرد اون روز برفی رو که چقدر بهش التماس کردم که حرف بزنه...

فراموش کرد اون شبهائی که تا صبح بهش التماس کردم که بهم رحم کنه...

فراموش کرد اون روزهایی رو که فقط گفت بی‌خیال، حرفی برای گفتن ندارم...

ندید که با هربار گفتن این جملاتش چطوری له شدم و دلم شکست...

(اما من هرگز فراموش نمی‌کنم محبت‌ها و لطف‌های ریحانمو و می‌دونم که اون هم هزار برابر من سختی کشیده و من تا قیامت شرمندشم)

ندید که چه ضجه‌هایی زدم و خدا رو کجاها و چه جوری التماس کردم...

ندید که جلوی همه تحقیر کردم و کردنم فقط برای دل مهربون اون...

به گناه‌های ناکرده متهم شدم، متهم که نه مجازات شدم ... و چه مجازات‌های سنگینی

متهم به چیزهائی که همه تلاشم بر عکس اونها بود... ولی کس نفهمید...

همه با ذهنیت خودشون از پیش قضاوتم کردن حتی عزیزترین کسم...

حالا جز یک روح بیمار که جسمم رو هم به بازی گرفته چیزی ازم نمونده...

ولی هنوز هم آدم‌ها همون آدمان... حالا دیگه ریحانه خوبم هم حاظر به شنیدن حرفهام نیست.. البته حق هم داره...خیلی هم حق داره... حق‌هایی که تا ابد منو مدیون خودش می‌کنه...

ولی این وسط پس خدا کجاست ؟ اگر ‌آدم‌ها شکستنم از دردشون به خدا پناه می‌بردم.. اما حالا که خدا هم پناهم نمی‌ده نمی‌دونم دیگه کجا برم ... باز هم میرم دم خونه خدا، باز هم صداش می‌زنم... نه برای اینکه درمانم کنه که درمانی جز مرگ نمی‌خوام... برای اینکه فقط حقیقت‌ها رو به ‌ریحانه خوبم نشون بده و با لطف و کرم خودش آرامش را به قلب مهربون عزیزترینم عطا کنه ...

خدایا به حرمت کلامت و به حرمت خودت ریحانمو تو نگهدار باش ...

   + حمیدرضای ریحانه ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()