ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

سپاس ...

عزیزترینم سلام

خیلی حرف دارم برات ولی الان تو شرایط روحی و جسمی مناسبی نیستم اصلا که بتونم برات بگم فقط دلم می‌خواد بابت محبت و لطف بسیار زیادی که بهم کردی و اجازه دادی که تو حرم زیارتت کنم ازت تشکر کنم. نمی‌دونم باید چه جوری این لطفت رو جبران کنم فقط از خدا می‌خوام که خودش جبران کنه برات.

مسئله بعدی هم اینکه خودت و خدا شاهد بودین که چقدر هم به تو هم به خدا التماس کردم و می‌دونی هم که اولین بار نبود که داشتم این کارو می‌کردم و البته تا عمر دارم هم این کارو انجام می‌دم چون تو همونطوری که خودت می‌دونی و خدا هم گواه هست تمام دنیامی و برات جون ناقابلم رو هم می‌دم.

خیلی چیزهای دیگه هم برای گفتن و نوشتن هست که ایشالله اگر توانش باشه به زودی یک سری‌هاشو همینجا و یک سری‌هاشو همونطوری که تو پست‌های قبلی گفتم به صورت خصوصی برات خواهم گفت.

باز هم بی‌نهایت از لطفت ممنونم و به خدای مهربون می‌سپارمت.

   + حمیدرضای ریحانه ; ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()