ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

خدایا....

ریحانه خوبم، عزیز دلم، عمر من،

خدا نکنه که دل مهربونت غم داشته باشه نه امشب نه هیچ وقت دیگه... گریه

خدااااااااایا آخه چرا این کارو باهام می کنی ؟ مگه من چی ازت خواسته بودم ؟ خدایا خودت شاهد بودی که تو تمام این مدت یک لحظه هم نبود که از دعا و التماس کردنت دست بردارم. شب آرزوها یادته ... روزه های ماه رجب یادته ... شبهای قدر چی اونها رو یادت هست ؟ صدا کردن های گاه و بیگاهم رو چی ؟ اونها رو هم نشنیدی ؟

خدایا همه چیزم رو ازم گرفتی ... عشقم رو زندگیمو آینده مو.. همه رو گرفتی عیبی نداره.. ولی خدایا تو رو به حرمت خودت قسمت میدم غم رو از دل ریحانه عزیز من بگیر... نذار غصه بخوره.. اگر می خوای کسی رو عذاب بدی... اگر می خوای غمی نازل کنی، بفرست برای دل من... بذار ریحانه خوبه من آرامش داشته باشه... اون مثل یک فرشته پاک و معصومه... خدایا به خودت میسپارمش.

   + حمیدرضای ریحانه ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()