ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

مناجات

ریحانه خوبم

هنوز چند ساعتی از رفتنت بیشتر نگذشته است ولی انقدر دلتنگت شده‌ام که خدا می‌داند. هوایی که عطر نفس‌های تو را ندارد انگار که اصلا هوا نیست. امیدوارم خدا یاری کنه و بتونم باز جایی باشم که تو باشی.

رفتم نماز بخوانم ولی باز هم بغضم ترکید و کلی گریه کردم نماز مغرب رو هم با همون حالت بغض و گریه خوندم اما دیگه برای خوندن نماز عشا طاقتم تموم شد و آمدم قبلش کمی باتو صحبت کنم و کمی آروم شم ... آخه می‌دونی از وقتی که باهام حرف نمی‌زنی این نوشتن ها شده تنها پناه تنهایی هام.. حداقلش دیگه فقط با خودم حرف نمی‌زنم... می‌نویسم به این امید که شاید تو هم حرفهامو بشنوی... می‌نویسم به این امید که تو هم جوابم رو بدی... خیلی سخته سلام های بی‌جواب...

ببین بازهم دارم غمگین می‌نویسم.. آخه نمی‌دونی که چه غمی تمام وجودم را گرفته... می‌دونم که تو هم حال و روزت بهتر از من نیست... می‌دونم که تو هم کم غم نداری ولی از خدا می‌خوام که به حرمت همون جایی که داری میری زیارت خودش آرامش را هم به تو و هم به من عطا کنه و من رو لایق این بگردونه که بازهم مثل قدیما مثل اونموقع ها که هنوز دل مهربونت از خیلی چیزها خسته نشده بود کنارت باشم. تا به امید لطف و کرم خود خدا همه زندگیمو به پات بزارم و تا آخر عمرم عاشقانه کنارت باشم.

خدایا ...

محتاج‌تر از آنم که جز به لطف تو ایمان داشته باشم و گناه‌کار تر از آنم که روی ایستادن به درگاهت را داشته باشم.

خدایا...

تو مهربان‌ترین مهربانانی و بخشنده‌ترین بخشندگان و رحم کننده‌ترین رحم کنندگان

و من محتاج‌ترین به مهربانی و بخشندگی و رحم تو

خدایا...

غمم از طاقتم افزون‌تر شده و دلتنگی‌‌هایم از حد توانایی‌هایم گذشته است.

خدایا...

خود شاهدی که جز به نیت بندگی نه به درگاه تو آمدم و نه جز به نیت خیر به سراغ ریحانه.

خدایا...

خود شاهدی که در زندگی پشتی نداشتم که اگر داشتم شاید الان زندگی‌ام شکل دیگری بود... اما تو پشتم باش و نگذار بیش از این نابود بشم.

خدایا...

بر بنده روسیاه ولی محتاجی که به درگاهت به گدائی آمده است رحم کن که تو ارحم الراحمینی...

و از گناهانم در گذر و به ریحانه من بگو آنچه را که خود گواهی بر آن که تو صادقترینی... پس به ریحانه من بگو که من در عشقم صادق بوده و هستم و تو شهادت بده که من آنچه را که در توان داشته‌ام برای عشقم گذاشته و خواهم گذاشت.... و ازش بخواه که بگذره از هرچه که بوده که تو خود علت همه چیو می‌دونی...

خدایا...

ای گرداننده دلها تو را به حرمت خودت و به حرمت کلام خودت و به حرمت عشق خودت دل ریحانه را که عشقش سراپای وجودم را فرا گرفته به من برگردان...

آمین رب العالمین

   + حمیدرضای ریحانه ; ٧:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()