ریحانه یعنی همه دنیای من

قصد دارم تا مطالبی را که به دنیای قشنگم گفته نتوانم را اینجا بنویسم براش. شاید یک روزی خوندش...

ببخش بهترینم...

بهترینم،

ببخش که این چند پست آخرم همه از دردهام بود.. راستش رو بخواهی اصلا حال خوشی ندارم اما با تمام این احوال سعی می کنم که دیگه کمتر از دردهام بنویسم برات ... در مقابل می‌خوام اگر بتونم یک سری حرف‌های دیگه رو که مربوط به ناگفته‌هات هست رو برات بنویسم (البته به صورت خصوصی خواهم نوشت)

امروز و فردا رو سعی می‌کنم بخوابم فقط اگر بشه و در وقت‌های بیداری هم عاشقانه‌هامو باز اینجا برات می‌نویسم، پس فردا اگر  عمری باقی بود زحمتی بهت خواهم داد و بعد از اون مطالب خصوصی رو برات می‌‌نویسم.

بازهم ازت خواهش می‌کنم که خیلی خیلی مراقب خودت باشی... هوای مشهد هم خیلی سرده لطفا لباس گرم همراهت باشه. (همیشه بعد از خواهش‌هام التماسه دیگه... پس التماس می‌کنم مراقب خودت باشی نفسم)

خدا پشت و پناهت باشه انشاالله عمر من

   + حمیدرضای ریحانه ; ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()